محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

356

قانونچه في الطب ( فارسى )

منزلق گردد پس معنى زلق معده زلق غذا از معده است چنانچه فيلسوف ابو الفرح در مفتاح تصريح نموده نه ذرب و خلفه كه به سبب ذهاب خمل معده باشد چنان‌چه سمرقندى فهميده بالجمله اسهال معدى هيجده گونه است . ( اكسير اعظم ، ج 3 ، ص 172 ) اقسام خناق و آن خناق مطلق و ذبحه و خانقه و خناق كلبى است و اطبا را در استعمال اين الفاظ اختلاف است شيخ الرئيس و تابعان او مثل ايلاقى در ميان خناق و ذبحه فرق ننموده‌اند بلكه هريك را به جاى ديگر اطلاق مىنمايند و اكثر متأخرين ورم لوزتين و عضلات مرى و حنجره را كه مانع نفس و بلع گردد خناق مطلق گويند و ورم حار را كه در عضلات طرفين حلقوم حادث شود ذبحه خوانند و جرجانى گويد كه ذبحه ورم حار باشد در هر دو عضله كه بر سر مرى و هر دو جانب حلقوم‌اند و آن را به عربى نغنغتان مىنامند و لوزتان نيز گويند و اين ورم از گوش تا گوش در پيش حلقوم مانند طوق سرخ ظاهر شود و خناق دشوارى دم زدن را گويند و صاحب شفاء الاسقام گويد كه ذبحه ورمى است در عضلات موضوعه در دو جانب حلقوم كه به آنها بلع مىباشد و يا در عضله موضوعه بر دهن مرى و حلقوم و در بطانه مرى و سببش دم حاد غليظ فاسد است و اكثر متولد مىشود از كثرت تناول لحوم و شيرينى و شرب خمر و ترك استفراغ فصد و حجامت و ملاسديد گويد كه ذبحه قسمى از خناق است كه به سبب ورم غلصمه حادث مىشود و پيش حلق از گوش‌تاگوش مثل طوق ظاهر شود و لهذا مسمى به ذبحه است و صاحب كامل و تابعان او مثل صاحب جامع گويند كه حدوث ذبحه از ورم حار است كه عارض مىشود يا به عضل حلق و يا به عضل مرى پس اگر در عضل داخل باشد آن را سوتنجى گويند و اين ردى است منع ازدراد مىكند و اگر در عضل خارج باشد آن را فوتنجى نامند و صاحب اين علت را عسر نفس و ضيق و انتساب او و تب و نقصان در صوت و وجع در حلق و سرخى در گردن و روى و تمدد و عسر در بلع و غور عينين عارض مىگردد و اما حدوث خوانيق از ورم حار بود كه به عضل حنجره عارض شود پس اگر ورم در عضل خارج باشد آن را خوانيق مطلق گويند و اگر در عضل داخل بود آن را خوانيق كلبى خوانند و عارض مىشوند براى اصحاب اين علت اعراضى كه عارض مىشوند اصحاب ذبحه را به عينه مگر آنكه اين صعب‌تر و شديدتر بود و دهن صاحب اين گشاده مىباشد و بر فرو بردن چيزى از اطعمه قادر نباشد و بسا است كه در حلق او چيزى رقيق هم فرو نرود و بسا است كه در ازدراد آن جهد كند و از بينى خارج گردد و صاحب تقويم و ماتن اسباب برآنند كه ورم عضلات خارج حنجره خناق مطلق است و ورم عضله حلق و مرى و ورم عضلات داخله خناق كلبى و مذهب ابن ابى صادق اين است كه هرگاه در اجزاى دهن در خارج اثر ورم ظاهر نباشد و آماس در عضلات داخل حلق مختص بود آن را ذبحه گويند و على بن ربن در فردوس الحكمه نوشته كه خناق پنج نوع است بعضى عارض مجراى طعام مىگردد و بعضى عارض مجراى هوا و دو نوع ديگر در عضلات مطيقه كه در هر دو طرف اين دو مجرىاند و نوع پنجم زائل شدن